|
تقدیم به تمامی پدرانی که
" نمی توانم" را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم بخصوص پدر خودم که 29 ساله که دلم براش خیلی خیلی تنگ شده روحش شاد و یادش همیشه در دلم زنده است .پدراز تو یاد گرفتم که چطور با ناملایمات بسازم و چگونه زندگی کنم . پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا
پدرم روزت مبارک
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ساعت 8:55  توسط فاطمه عباداللهی
|
پس از وقوع انقلاب اسلامي و به ويژه در سالهاي اخير دو كشور همكاريهاي خود را در حوزه فرهنگ گسترش دادهاند. با توجه به زمينههاي مشترك فرهنگي بين دو كشور اين فعاليتها در سالهاي اخير از رشد خوبي برخوردار بوده و قابليت گسترش نيز دارد. از جمله همكاريهاي دو كشور در حوزه فرهنگي ميتوان به موارد زير اشاره كرد: - تأسيس كرسي زبان فارسي در برخي از دانشگاههاي مالزي همچون دانشگاه مالايا. - برگزاري همايشها و سمينارهاي متعدد در دانشگاهها و مراكز علمي و فرهنگي مالزي. - گسترش همكاريهاي علمي ـ آموزشي در سفر وزراي آموزش عالي. - مبادله استاد و دانشجو (به ويژه از طرف ايران) - حضور قاريان ايراني در مالزي و بالعكس به مناسبت مسابقات مختلف قرائت، حفظ و تفسير قرآن كريم. - برقراري هفتههاي فرهنگي و عرضه فيلم، CD، نوار و پوسترهاي مختلف. - عبور زائران مالزيايي خانه خدا از ايران و آشنايي با فرهنگ و آداب و رسوم ايراني. - همكاريهاي دو كشور در زمينههاي گردشگري و توريسم، شناساندن جاذبههاي توريستي و امضاي يادداشت تفاهمهاي دو جانبه در جهت تسهيل رفت و آمد گردشگران. - ترجمه و چاپ كتب فارسي همچون كتاب «جامعه مدني» سيد محمد خاتمي رئيس جمهور ايران. - پخش فيلمهاي ايراني در شبكههاي ماهوارهاي مالزي و توليد كارهاي مشترك سينمايي و تلويزيوني. - برگزاري نمايشگاه نقاشي در مالزي. - برگزاري جشنواره غذا و صنايع دستي در مالزي.8 زمينههاي مشترك در گسترش روابط فرهنگي از جمله زمينههاي فرهنگي بين دو كشور ميتوان به اراده حاكم بر دو كشور براي گسترش روابط، دين اسلام، زبان فارسي، برخي مشابهتهاي فرهنگي، فرهنگ غني و جاذبههاي تاريخي و گردشگري فراوان اشاره كرد. دو كشور جمهوري اسلامي ايران و مالزي از اراده خوبي در جهت گسترش روابط با يكديگر برخوردارند. در واقع ارادة قوي مهمترين نكته در جهت شروع، حفظ و گسترش روابط قلمداد ميشود. دو كشور در سالهاي اخير سفرهاي متعددي را در حد سران به كشورهاي يكديگر داشته و توافق نامههاي متعددي در حوزههاي متعدد به ويژه حوزه فرهنگي با يكديگر امضا كردهاند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 12:10  توسط فاطمه عباداللهی
|
در این مراسم که در تاریخ ۱۲/۲/۱۳۹۲ برگزار شد ، سلمان خورشید وزیر امور خارجه جدید هند با ابراز خوشحالی از سفرش به ایران گفت: خیلی خوشحال هستم که در کنار منوچهر متکی دوست قدیمی کشور هند و مردی که جهان او را می شناسد اولین مرکز فرهنگی هند در ایران را افتتاح می کنم. وزیر امور خارجه جدید هند که به منظور شرکت در برنامههای اقتصادی و فرهنگی شب گذشته وارد تهران شده بود با حضور در محل سفارت کشورش در تهران مرکز فرهنگی هند در ایران را به طور رسمی افتتاح کرد. در این مراسم که با حضور "سلمان خورشید" وزیر امور خارجه هند، "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه سابق کشورمان و کانديداي احتمالي یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، سفرای ایران و هند و جمع زیادی از هندی های مقیم کشورمان برگزار شد اولین مرکز فرهنگی هند در ایران به منظور تبادل فرهنگی میان دو کشور رسماٌ افتتاح شد.
خورشید در این مراسم اظهار داشت : ایران و هند به عنوان دو کشور دوست و برادر که در زمینه های مختلفی با یکدیگر همکاری می کنند از سابقه دیرینه ای در عرصه تمدن و فرهنگ برخوردارند که این سابقه دیرینه می تواند رابطه سیاسی و اقتصادی دو کشور را نیز مستحکم تر کند. منوچهر متکی وزیر امور خارجه سابق کشورمان نیز که به عنوان مهمان ویژه در این افتتاحیه حضور یافته بود در سخنرانی خود که با زبان انگلیسی ایراد شد عرصه فرهنگ را موضوعی مهم در همه کشور ها خواند و افزود: فرهنگ به عنوان پیوند دهنده ملت ها در طول تاریخ نقش بسزایی در روابط کشور ها داشته است و به یقین دو کشور ایران و هند که دارای پیوند های زیادی در عرصه فرهنگی و اشتراکات مختلف در زبان و آداب ورسوم و .. هستند میتوانند به عنوان الگوی پیوند فرهنگی در جهان مطرح باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 1:46  توسط فاطمه عباداللهی
|
فردا روز بزرگداشت مادر است 16 سال پیش گلی از زندگیم پرپر شد که تا ابد فراموشش نمی کنم بله مادرم را می گویم حال عاشقانه ای سروده ام برای او : عشق را در نگاه پر مهرتو یافتم ای مادر ، آن دم که با نگاه مهربانت تو را در کنار خود می دیدم.آن چی بود در سراپرده ی قلب تو که بسان گوهری در دل صدف با ناز می پروراندی و با اشک های نادیده ی پنهانت زندگی می بخشیدی تا نشکند ساقه ی نازک آن ، که به مانند قلب پر عطوفت تو ای مادر بسیار شکننده و نازک است. تو را چگونه در یابم آنچنان که بودی؟ که هستیم از آن توست ،و من نفهمیدم آنچه را که بایستی می دانستم. تو سپید کردی موی در گذر زمان و پروراندی عشق را با تمام وجودت در من ، که هستیم از آن توست ای مادر. با دستان پر از مهرت چه بارها که بر سرم نوازش کردی ، دستان نحیفم را چه بارها گرفتی ، آن زمانی که ترسیدم و آن زمانی که از پی تو گریه ها سر کردم. و آن نیمکت هایی را که برای اولین بار مرا از تو جدا می ساخت فراموش نخواهم کرد که تو چه دلسوز بودی ای مادر.فراموش نخواهم کرد آن دستان زیبا یی را که تا سپیده دم می گرفتمشان در آغوش بی پناهم که پناهم تنها تو بودی ای مادر. آه حسرتا چه زود گذشت آن صدایی که در دل شبهای تیره وتار می گفت برایم افسانه ها از پریان ، و آن لب ها که بر گونه هایم بوسه ها می زد، تا امیدم تنها تو باشی. وآن بوسه ها اکنون بدتر از هزاران سیلی ست ، چون فهمیدم مهر و عشق تو را درنیافتم و چگونه جبران این همه عاطفه را توانم داد؟ دستان پر از احساسی را به یاد می آورم که بسان خنک نسیمی بود بر کویر داغ جسم سوزانم، که بر پیشانی من نهادی و آن قطره اشکهایت که در کنار تختت بر گونه هایت جاری بود که ارزش آن از هزارا ن دریای پر تلاطم بیش است، چه کس تواند یارای مقابله کند با این مهر؟ و چه زود شفا یافتم با زمزمه لبان تو در دل سپیدی مهتاب. وحال ای مادر بعد از گذر این همه سال، باز تو مرا بخشیدی آنگه که نگاه پر شرم مرا به خود یافتی که تو بخشنده ترینی ای مادر. چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست بوسه بر عکست می زنم ترسم که قابش بشکند. قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت می زنم ترسم که تارش بشکند. تارموی توست اما ریشه ی عمر من است زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم، تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی چگونه !؟ فعلا دلتنگی تنها نصیب من از همه ی زیبایی توست …. این روزها می گذرند…. ولی من به این سادگی از این روزهای تلخ نمی گذرم ………. چشمانم شب ترین است و دلم .....
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 18:10  توسط فاطمه عباداللهی
|
مرحله دوم اجراي پروژه اولين برگزاري نمايشگاه عكس مشترك ايران و اندونزي ( خبرگزاري مهر و خبرگزاري آنتارا )با موضوع كلي " مذاهب و دوستي ايران و اندونزي " به پايان رسيد و تهيه تصاوير مورد نظر توسط عكاس خبرگزاري آنتارا طي سفر 14 روزه اش به كشورمان در ايام دهه فجر محقق گرديد . در آينده نزديك شاهد برپايي اين نمايشگاه در جاكارتا و تهران خواهيم بود تا در راستاي معرفي منابع غني فرهنگي ، تاريخي ، مذهبي و دستاوردهاي بزرگ علمي ، صنعتي ، آموزشي و تحقيقاتي كشور به منظور گسترش همكاريهاي اقتصادي و مناسبات فرهنكي ، ديني و اجتماعهي فيما يسن دو كشور موثر باشيم
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 0:16  توسط فاطمه عباداللهی
|
امشب بیست وهشتمین سالگرد پدر بزرگوارم است . این مطالب را در رثای پدر نازنینم می نویسم پدری که بهترین بابای دنیا بود . بابا! بیست و هشت ساله که سرد و سیاهم کجا رفتی همه پشت و پناهم؟ دلم دلتنگ اون چشماته بابا!
دودستم تشنه ی دستاته بابا! هزاران بوسه ام بر دست و پایت
چرا دیگر نمی آید صدایت؟ بابا جون! خونه بی تو سوت و کوره
کجا رفتی؟ چقد راه تو دوره! الان بیست و هشت ساله که از تو خبر نیست
کجا رفتی که از تو یک اثر نیست چطور بابا! دلت اومد نیایی؟
نمی فهمم، نمی دونم کجایی؟!
بابا! بیست و هشت ساله که شالم سیاهه
تمامِ حال و احوالم سیاهه بدونِ صورتِ ماهِ تو بابا! شب و روز و مه و سالَم سیاهه
زمین! بابای من دستت امانت نگاهش دار تا روز قیامت دلم بی تابشه، چشمم به راهش
که بی بابا ندارم صبر و طاقت
سلام بر روح بلند و آسمانیت
سلام بر بزرگیت که زمین برایت کوچک بود
سلام بر دل پر دردت
سلام بر چشمان براهت
که از غم دوری فرزند و ندیدن آن
نور و فروغش را از دست داده بود .
و سلام بر پدری که دیگر در میان ما نیست.................
پدر جان.........
آسوده بخواب
آرام باش و در آغوش گرم معبودت تا ابد بخواب
که یاد و نام تو
در قلبهایمان تا ابد جاودان خواهد ماند. پدر!
غمم نه برای تو که بیشتر برای خودمه
چرا که خوب نبودم و نتوانستم آنگونه که باید باشم باشم. حلالم کن.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 21:18  توسط فاطمه عباداللهی
|
در اين روز كه پايان دوره نوروزي تلقي مي شود، مردم در دشت و بيابان و در فضاي سبز بهاري گرد مي آيند و به شادي مي پردازند. در اين روز پاياني نيز چون روزهاي ديگر عيد، خوراكي ويژه همچون آش رشته و ديگر خوراك هاي سبزي دار مي پزند. گندم هايي را كه براي سفره هفت سين رويانيدهاند با خود به صحرا مي برند و با انداختن آن در جوي و رود و بيرون از خانه نحسي سيزده را كه يا به آن معتقدند و يا بنا به رسم كهن، آن را خوش يمن تلقي نمي كنند از خود و خانواده دور مي سازند.
رسوم جشن سيزده بدر بسياري از مردم به نحسي عدد سيزده نه تنها اعتقادي ندارند بلكه در اساس تأثير عددي خاص را در سرنوشت خود مؤثر نميدانند اما اين باور كه در قديم عدد سيزده را خوش يمن تلقي نمي كردهاند شايد به اين دليل باشد كه در طالع نماي نجومي، قدما معتقد بودند كه آسمان دوازده برج دارد و هر تولدي كه صورت مي گيرد داراي ستارهاي در يكي از دوازده برج است و بنا براين اينكه كدام ستاره در كدام برج قرار گرفته، طالع و خوي فرد متولد شده شكل مي گيرد و خارج از دوازده برج كه عدد سيزده است ،نابجا و نحس به شمار مي آمده است. در هر حال اكنون ديگر نحسي عدد سيزده مورد پذيرش همگان قرار ندارد و بيشتر جنبه خرافي دارد. گروهي از مردم معتقدند كه براي دوركردن نحسي اين روز بايد از خانه خارج شوند و سيزده بدر كنند تا نحسي روز در طبيعت به در شود. در اين روز سبزهها سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سين بوده به آب روان ميسپارند. خوراكي هاي باقيمانده نوروز، به مصرف ميرسد، بساط بازيهاي دستهجمعي پهن است. روز سيزدهم، كمتر كسي در منزل ميماند. در ساعت اول روز خيابانها شلوغ و پررفت و آمد است. پاركها مناظر طبيعي اطراف شهر پذيراي ميليونها زن و مردم و جوان و پير و كودك است. خانوادهها با صفا و صميميت در كنار هم مينشينند و گل ميگويند و گل ميشنوند. مردمي كه در طول سال در هياهوي شهر پي نام و نان هستند و با هم روابطي سرد و خشك دارند در اين روز تغييري در رفتارشان روي ميدهد همه مهربان و شادمان هستند. گويي بهترين روز سال همين روز است. هرچند گروهي آن را نحس ميشمارند اما در اين روز همه چيز و همه كس رنگ شادي دارد. سيزدهبدر نحس است يا مبارك؟ گروهي چنين بيان ميدارند كه روز سيزده هرماه در جدول سي روز ايران باستان به فرشته تير يا تيشتر كه ستاره باران است،مربوط است و بسيار روز خجسته و مباركي است. در اعتقادات مردم ايران باستان روز سيزده بدربه هيچ وجه نحس نبوده است. در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نيز روز سيزدهم مبارك آمده است. مردم ايران باستان در مورد اين روز معتقد بودند كه جمشيد شاه (بنيانگذار نوروز) روز سيزده نوروز را در صحراي سبز و خرم، خيمه و خرگاه برپا ميكرد و بار عام ميداد. چندين سال متوالي اين كار را انجام داد كه در نتيجه اين مراسم در ايران زمين به صورت سنت و مراسم درآمد. در تحليلي ديگر اينطور بيان ميگردد كه ايرانيان پس از دوازده روز جشنگرفتن و شاديكردن كه به ياد دوازده ماه از سال است، روز سيزدهم نوروز را كه فرخنده است به باغ و صحرا ميرفتند و شادي ميكردند و در حقيقت بدين ترتيب رسميبودن دوره نوروز را به پايان ميرسانيدند. در تحليل ديگري چنين بيان ميگردد كه اعتقاد به عمر 12هزار ساله جهان نزد زرتشتيان، تحت تأثير نجوم بينالنهرين است كه معتقد بودند هريك از دوازده اختر كه خود به يكي از برج هاي دوازدهگانه حاكم است، هزار سال به جهان حكومت خواهد كرد. بدين روي عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين درهم خواهد شد. بنا براين اصل اعتقاد به دوازده هزار سال و دوازده ماه سال تأثير معتقدات بابلي است. پس از دوازده هزار سال، آشفتگي آغازين باز ميگردد پس جشنهاي دوازده روز در فروردين آغازسال با سال دوازه ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در اين دوازده روز پيش ميآمد، سرنوشت سال خود ميانگاشت. از پيش از نوروز انواع دانهها را ميكاشتند و هر دانه اي كه در طي اين دوازده روزه بهتر و بيشتر رشد ميكرد آن دانه را براي كاشت آن سال بهكار ميبردند و گمان داشتند اگر روزهاي نوروزي به اندوه بگذرد همه سال به اندوه خواهد گذشت. 12روز فروردين نماد همه سال بود و چون پس از 12هزار سال عمر ، آشفتگي نخستين باري ديگر باز ميگشت پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگي نهايي و پايان سال را بر خود داشت. علف يا سبزه گره زدن يكي از كارهاي روز سيزدهبدر، علف گرهزدن است.درمورد سابقه اين رسم ميگويند كه مربوط به فرزندان كيومرث يعني اولين زوج يا اولين پدر و مادر (مشيه و مشيانه)است. زرتشتيان معتقدند چون اين دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پايه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد اين رسم معمول گرديد.
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 15:38  توسط فاطمه عباداللهی
|
دعاي سفره هفت سين 1392 1- سقوط قيمت خودرو 2- سقوط قيمت سكه و ارز 3- سقوط قيمت مسكن 4- سفر به سرزمين عجايب براي فراموش كردن گراني ها 5- سرشكستگي بازار 6- سر بلندي ملت 7- سر مست از گرفتن يارانه ، عيدانه ، جبرانه و....... نوروزتان مبارك
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:47  توسط فاطمه عباداللهی
|
ظهور پديده "اداره كردن" مربوط به روزگار اخير نيست بلكه از ديرباز، بشر متوجه شده است كه براي رسيدن به يك "هدف" لازم است به بسيج امكانات و رهبري اين امكانات به سوي آن هدف مشخص اقدام كند. نظريه هاي مديريت: بايد توجه داشت شيوه رهبري و مديريت و هر تمدني بستگي به ساخت فرهنگي آن تمدن دارد. سخن گفتن از مديريت بدين معنا نيست که انسان چگونه بتواند يک اداره و يا سازمان مشخص را اداره نمايد، بلکه مراد از مديريت اين است که ما چه قوانين را برای مديريت داشته باشيم و چگونه بتوانيم در هر شرايط و زمان خود را به آن قوانين پايبند بدانيم و مديريت خود مان را آنطور با قوانين جامعه مورد نظر هماهنگ كنيم كه نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببيند؟ در همه تمدن های بشری اين يک امر پذيرفته شده است که اداره کننده سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم مي پسندند. همه اديان و مکتبهای بشری اصولی را در زمينه اي وضع کرده اند تا جامعه را بسوی خير و فلاح بکشانند، اين اشخاص هستند که قانون را زير پای ميگذازند، آنرا توجيه غلط ميکنند و مورد استفاده سوء قرار مي دهند. بعبارت ديگر مشکل اصلی در نبود قانون نيست بلکه مشکل در عدم رعايت و تطبيق قانون است. بدون شک قوانين در ذات خود برتری ها و بهتری های نسبت به يکديگر دارند، اما در مجموع هيچ قانون انسانها را تشويق به ظلم و تجاوز به حق ديگران نميکند . به طور كلي اصول مديريت شامل: 1- برنامه ريزي 2- سازماندهي 3- بسيج منابع و امكانات 4- هدايت 5- سرپرستي و كنترل است. يكي از پيامدهاي مهم درهم ريخته شدن نظام ارزشي غرب، حاكم شدن مكتب اصالت نفع بر روند فعاليت هاي اقتصادي و توليد است، معتقدين به اين مكتب يك عمل را تا آنجا درست قلمداد مي كنند كه براي فرد يا افرادي، بيشترين خوشي و آسايش را به وجود آورد به بيان ديگر، ملاك درستي يك عمل نتايج آن است نه شيوه ي انجام آن عمل، در واقع طرفداران اين انديشه چهره ي اصلي هر عمل را كه همانا انگيزه آن مي باشد بي بها جلوه داده اند. بديهي است در اين مكتب ميزان درستي نتيجه بستگي به ميزان "سوددهي" آن دارد. بنابراین اگر بخواهیم با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنیم ، چون دریافت ها و تجربه های افراد مختلف اند ، باید سعی کنیم از آنچه ( واژه ها ، علامت ها ) که مشترک میان اکثریت است و درک عمومی قادر به فهم آن است استفاده کنیم . فصل اول اصول مدیریت تعريف مديريت: مديريت، فرآيند به كارگيري مؤثر و كارآمد منابع مادي و انساني در برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امكانات، هدايت و كنترل است كه براي دستيابي به اهداف سازماني و بر اساس نظام ارزشي مورد قبول صورت مي گيرد. تعريف مذكور، پنج قضيه اساسي ذيل را كه زيربناي مفاهيم كلي نظري و عملي (فني) مديريت است در بردارد: 1- مديريت يك فرآيند است . 2- مفهوم نهفته مديريت، هدايت تشكيلات انساني است. 3- مديريت مؤثر، تصميم هاي مناسبي مي گيرد و به نتايج مطلوبي دست مي يابد. 4- مديريت كار به تخصيص و مصرف مدبرانه منابع مي گويند. 5- مديريت بر فعاليتهاي هدفدار تمركز دارد. فراگيري مديريت: اساساً دو روش براي يادگيري دانش مديريت وجود دارد، اول از طريق آموزش و دوم ضمن انجام كار، البته مي توان تركيبي از دو روش را نيز به كار برد. يادگيري ضمن كار به كندي صورت مي پذيرد و كافي نيست زيرا تأكيد عمده در واحدها بر انجام كار است نه القاي چگونگي انجام و آموزش آن نكته اي كه از نظر آموزشي بايد به خاطر داشت احساس فرد به هنگام كار جديد است. اكثر افراد در اولين تمرين دلواپس، دستپاچه و ناراحتند اين ضعف و ناراحتي فوري نشانه ي خروج از انجماد است. نكته ديگري كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه احتمال موفقيت در تمرين اوليه كم است، ولي هر چه بيشتر تمرين شود احتمال موفقيت فرد افزايش مي يابد. - اهميت مديريت: بسياري از صاحبنظران علت موفقيت و شكست نهادها را در تفاوت مديريت آنها مي دانند به اعتقاد پيتردراكر، عفو حياتبخش هر سازمان مديريت آن است. هارولدكنتز، مديريت را مهمترين زمينه فعاليت انساني مي داند و معتقد است كه وظيفه ي اصلي مديران در تمام سطوح و در همه واحدهاي مختلف بازرگاني، صنعتي و اداري اين است كه محيطي را طراحي و نگهداري كنند تا در آن اعضاء بتوانند به صورت گروهي با يكديگر كار كنند و به اهداف تعيين شده دست يابند. نظريه هاي مكتب كلاسيك: مكتب كلاسيك شامل سه نظريه ذيل است: 1- نظريه مديريت علمي 2- نظريه فرآيندي مديريت (اصول گرايان) 3- نظريه بوروكراسي نظريه هاي مديريت علمي و فرآيند مديريت به طور جداگانه ولي تقريباً در يك مقطع زماني شكل گرفته اند. ماكس وبر نظريه بوروكراسي را ارائه كرد كه تا بيش از نيم قرن، نقطه جدايي مطالعه ساختار سازماني و كاركرد آن محسوب مي شد. وضعيت مديريت امروز: در مطالعات مديري چند دهه اخير، تلاش براي تركيب يافته هاي مديريت علمي، اصول گرايان و جنبش روابط انساني بوده است. زيرا همانطوري كه هارولد كنتز بيان مي دارد از آنجايي كه نظريه پردازان هر يك راه خود را رفته و ديگران را فراموش كرده اند "جنگي از تئوريهاي مديريت" به وجود آمده است. پيروان جديد جنبش مديريت علمي بر تصميم گيري علمي، به كارگيري كامپيوتر، و ابزارهاي تصميم گيري تأكيد دارند. گروه نظريه پردازان امروزي روابط انساني، از بهبود و بازسازي سازمان محبت مي كنند و جاي اصول گرايان را كساني گرفته اند كه معتقدند، قبل از آنكه بتوان به اصولي پايبند شد ،لازم است مديران زيادي را به طور عملي مورد مطالعه قرار داد. طرفداران دو روش نسبتاً مشابه، تلاش دارند تا ثباتي را براي آنچه كه ما امروزه درباره ي مديريت مي دانيم فراهم آورند اين دو روش به شرح زيرند: الف- مديريت نظامگرا: مديريت نظامگرا دربردارنده كاربرد نظريه ي سيستمي در اداره نظامهاي بزرگ و كوچك است كه با استفاده از كارهاي انجام شده در ازاي كارهاي داده شده، مأموريت كل سازمان را بر حسب مدل سيستمي داده، پردازش و بازده، از ديدگاه بهبود بخشيدن به عملياتشان تحليل مي كند. ب) مديريت اقتضايي: روش عمده ديگر مديريت بر مبناي اقتضا است. نظريه پردازان مديريت اقتضايي روش اصول گرايي را ترك گفته اند. اساساً روش مديريت بر مبناي اقتضا بر اين واقعيت تأكيد دارد كه آنچه مدير در عمل انجام مي دهد وابسته به مجموعة شرايط موجود است. در نظريه مديريت بر مبناي اقتضا نه تنها به وضعيت موجود توجه شده ، بلكه تأثير راه حلهاي ارائه شده بر الگوهاي رفتاري سازمان نيز مورد نظر است. از اين رو گفته مي شود كه مديريت مؤثر همواره بر مبناي اقتضاست. طبقه بندي مديران: كارهاي مديري بر حسب سطوح سازماني متفاوت است . گر چه بعضي از صاحبنظران چهار سطح مديري را براي هر سازمان قائلند اما اكثر آنان بر سه سطح ذيل تأكيد دارند: 1- مديريت عملياتي (سرپرستي) 2- مديريت مياني 3- مديريت عالي 1- مديريت عملياتي (سرپرستي): بررسي ها نشان مي دهد كه مديران عملياتي سرشان شلوغ است و مراجعه مكرر افراد موجب انقطاع كارشان مي شوند. اغلب مجبورند براي نظارت در رفت و آمد باشد، برنامه هاي تفصيلي و كوتاه مدت طرح ريزي كنند و برخلاف تصور، نتايج مطالعات حكايت از آن دارد كه مديران اجرايي وقت كمي صرف برنامه ريزي، گزارش نويسي، خواندن، اظهارنظر و بازبيني مي كنند. 2- مديريت مياني: مديران مياني به طور مستقيم به مديريت رده بالا گزارش مي دهند. كارشان مديريت بر سرپرستان و نقش حلقه ي واسطي را ميان مديريت عالي و مديران عملياتي به عهده دارند. بيشتر وقت مديران مياني به تحليل دادها، آماده كردن اطلاعات براي تصميم گيري و جهت دادن به نتايج كار مديران عملياتي است. مديران مياني بيشتر وقتها به تنهايي كار انجام مي دهند و عده اي از آنان بيشتر وقتشان را صرف جلسات مي كنند. 3- مديريت عالي: مديري كه در نقشهاي عملياتي و مياني موفق بوده معمولاً مي تواند به مديريت عالي راه يابد. بررسي ها نشان مي دهد كه بخش اعظم كار مديران عالي از نظر پويايي و مشغله، نظير كار مديران عملياتي است. با اين تفاوت كه اينها برنامه ريزي هاي جامع و بلندمدت تري را در حوزه ي فعاليت گسترده تر و عوامل وضعي متنوع تري را طراحي يا مورد بررسي قرار مي دهند و بيشتر وقتشان را با همكاران يا افراد خارج از سازمان و اندك زماني را نيز با افراد زيردست مي گذرانند. مديريت موفق و مؤثر: مديريت موفق و مؤثر عبارت است كه از كسب اهداف سازماني يا چيزي بيش از آن مديري كه بتواند حداقل كار مورد قبول را با استفاده از امكانات مديري مانند: توبيخ، كسر حقوق و غيره فراهم سازد، مدير موفق ناميده مي شود. ولي مدير موثر كسي است كه بتواند 80 الي 90 درصد تواناييهاي افراد را به كار گيرد. ویژگیهای مدیر خوب به راستی مدیر خوب کیست و خصوصیات این مدیران چیست ؟ این یکی از موضوع هائیست که کارکنان ، سازمانها و مدیران همواره با آن روبه رو هستند. مدیر خوب کسی است که وظایف خود را کاملاً می داند و افزون بر این رئیس و مرئوس خوبی است و از کارهای خود اطلاع کافی دارد. مدیر خوب امریه صادر نمی کند، قدرت رهبری دارد و نه فقط طرز انجام کار بلکه علت انجام کار را نیز توضیح می دهد. دستورات خود را واضح و دوستانه می دهد، داد و فریاد نمی کند، تامطمئن نشود دستوراتش را فهمیده اند کار را شروع نمی کند. برنامه کار را با در نظر گرفتن اطراف و جوانب آن طرح می کند و انجام آن را به عهده اشخاص کاردان می گذارد. بدون امر و تحکم آنها را به کار وامیدارد، کار را منصفانه قسمت می کند، به کار همه کارکنان خود می رسد، صادقانه قضاوت می کند و استحقاق را تنها مبنای قضاوت قرار می دهد، وضع هر فرد را برایش تشریح می کند. از مساعی صادقانه و کاری که بالاتر از متوسط است قدردانی می کند. کارکنانی را که استحقاق تشویق دارند منظور می دارد، در مواردی که کار بد انجام می گیرد یا با شکست روبه رو می شود تحقیق می کند و فقط شخص مسئول را مواخذه می کند. در تنیبه کارکنان خود منصفانه رفتار می کند، افراد را در حضور سایرین تنبیه نمی کند، توبیخ را بیطرفانه و با تحقیق کافی اجرا می کند، و به کارمند فرصت می دهد تا تمام قضیه را از نظر خود شرح دهد، در موقع تنبیه و اقدام انضباطی عصبانی نمی شود. مراقبت می کند کارکنانی که جدیداً استخدام و یا منتقل شده اند به طور صحیح انجام کار را بیاموزند و دقت می نماید کلیه ابزار و امکانات لازم در دسترسشان قرار گیرد، با کارکنان جدید به گونه ای رفتار می کند که احساس غربت ننمایند. مقررات کار و خط مشی شرکت را منصفانه تفسیر می کند، نه در برابر شکایات بیجا تسلیم می گردد و نه شکایات بجا را نادیده می انگارد. به تمام شکایتها با دلسوزی گوش فرا می دهد. به کارکنان خود علاقه شخصی نشان می دهد، نسبت به افراد مافوق و مادون وفادار بوده و مسئولیت را با میل می پذیرد، مسئولیت را به گردن دیگری نمی اندازد و در موارد لزوم حاضر است برای دفاع از حق کارکنان به همه مقامات بالاتر مراجعه نماید.ضمن پایبند بودن به وعده های خود چیزی را که نمی تواند انجام دهد قول و وعده نمی دهد. فکرش باز است ، با استقبال از پیشنهادات درباره آن با کارمندان بحث می کند. مدیر خوب حضور مستمر در محل کار دارد و همیشه می شود او را ملاقات نمود.کارکنان را تشویق می کند تا هر اشکالی دارند به او مراجعه کنند. اصولی که رؤسا می باید راهنمای خود قرار دهند: 1ـ سازمان صحیح اولین شرط ایجاد رابطه با کارکنان است . 2ـ سرنوشت افراد را نباید به دست یک نفر سپرد. 3- باید بین نرمی و سختی حد متوسط را مراعات کرد. 4ـ هر کارمندی باید بداند رئیسش درباره او چه نظری دارد و چرا؟ 5 ـ نباید کار را برای خوش آمد زیر دستان یا اشخاص بالا دست انجام داد. 6ـ باید به اصول اخلاقی پایبند بود و آنها را به کار بست . 7 ـ فقط هر وقت صلاح باشد باید از سوابق پیروی نماید. 8 ـ باید وعده کارهای فوری را کم کرد نه این که بر آنها افزود. 9ـ پاداش باید به کار مفید داده شود. در روابط خود با کارکنانتان در نظر داشته باشید که هیچ کس از تحکم خوشش نمی آید. عزت نفس زیر دستانتان را پایمال نکنید. کاری کنید که به شما احترام بگذارند و ایمان پیدا کنند، فقط در این صورت نتیجه کار مطابق انتظار شما خواهد بود.اشخاص برای کسی از دل و جان کار می کنند که دوستش بدارند. برای این که کارکنانتان شما را دوست بدارند با آنها نزدیک شوید، صحبت کنید و مشکلات آنها را حل نمائید فراموش نباید کرد که بشر ذاتأاحساساتی است ، احساسات و وضع اجتماعی کارکنانتان را همواره در نظر داشته باشید از این رو از انتقاد در انظار و هر عمل دیگری که احساسات آنها را جریحه دار کند بپرهیزید. همه می خواهیم به ما اهمیت بدهند،از زیر دستانتان نظر بخواهید و به آنها نشان دهید که به عقیده شان احترام می گذارید، همه می خواهیم در جریان باشیم . حقایق را در اختیار کارکنانتان بگذارید. آنها را از آنچه پیش خواهد آمد قبلا آگاه کنید. از این راه می توان شایعات را بی اثر کرد، اشخاص با هم فرق دارند بنابراین با هر کس مطابق وضع و روحیه خاص او رفتار کنید. ارزش کار هر کس را به طریق خاصی می توان بالا برد، آن طریق را پیدا کنید. قضاوت منصفانه را همه کس گردن می نهد. همه جوانب کار را رسیدگی کنید، بعد تصمیم بگیرید و به جای خود تمجید و به وقت خویش انتقاد کنید، افراد میل دارند از رؤسای خود تقلید کنند، برای کارکنان خویش سر مشق باشید. به رؤسای زیر دست خود حسن سلوک را بیاموزید، آسانترین راه حل مسائل مربوط به کار جلوگیری از ایجاد آنها است . محیط سالم و مساعدی برای کار به وجود بیاورید. مشکلات را پیش بینی و پیشگیری کنید،از آنجا که تأمین زندگی کارکنان شرط کافی نیست لذا بازده کار بیشتربه وضع روحی افراد نیز بستگی دارد، پس روحیه ها را تقویت نمایید. ویژگیهای مدیر موفق و مدیر خلاق 1- مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها 2- تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل 3- داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر 4- داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق 5- انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف 6- برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها 7- درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها 8- رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی 9- یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد) 10- قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن 11 - توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن 12- انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت 13- پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند 14- روحيه هم كارى وهم بستگی در سيستم مديريتى 15- خويشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده 16- فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه 17- قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش 18- میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط 19- بردباری و صبر در حل مشکلات 20- واقع بینی در برخورد با مسائل 21- آرامش در برابر بحران 22- اعتماد وافر نسبت به ساير افراد و مردم 23- گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها 24- داشتن روحیه انتقاد پذیر 25- برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل 26- سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا 27- برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی حال شخصي كه مديريت يك اداره ويا مدرسه را بعهده دارد بايد همه صفات ممتاز را نسبت به سایرین داشته باشد، در اين امر تنها خود پيامبر(ص) بعد از خداوند (ج) شارع دين و معصوم است، باقی همه جانشينان ايشان از اين امر مستثنی نيستند و بايد در صفات ايمان، تقوی، دانش، عدالت، طهارت، راستی، وفا، شجاعت، همت، مديريت، قاطعيت، فصاحت، بلاغت، حکمت، درايت، شناخت و... در آخر حتی در حسن صورت نسبت به همهء افراد جامعه برتر باشد. براي تشخيص چنين شخصی چه چيزي لازم است وچگونه مي توان آن را از ديگران تميز داد؟اين يک سؤال اساسی است. در جوامع عقب مانده که سطح دانش و بينش پايان است، حتی مردم در شناخت اصول و قوانين خود از آگاهی اندکی برخوردار نيستند اين انتخاب خيلی مشکل است . ویژگی مدیر خلاق مدیر خلاق و نو آور کسی است که از هیچ چیز ،همه چیز می آفریند. مدیر خلاق با استفاده از نیروی ذاتی و تخیل خلاق خود ،امکانات بالقوه را به بالفعل تبدیل می کند. او: 1- اعتماد به نفس و ثبات فکری داشتن، مقاوم ، مصمم ، خطر پذیر، دقیق و ریز نگر و بسیار انعطاف پذیر 2- قدرت تحمل ابهامات و جسارت برخورد با مسایل پیچیده 3- غیر مرسوم نگاه کرده به پدیده ها 4- قدرت زیاد اطلاعات تخصصی و عمومی 5- استفاده از سبک رهبری تفویضی ، داشتن استقلال رای و قضاوت ،حوصله وتوانایی شنیدن و هم جوشی افکار ، سریع الانتقال ، قدرت حل مسائل، مهارت های ادراکی وانسانیت زیاد و علاقه وافری به کار و تلاش و کوشش 6- دنبال کردن فکر های بکر و دست نخورده با استفاده از تجربه پژوهشی 7- استفاده از ارتباطات گروهی و شخصیتی برای پیشبرد اهداف خود 8- برنامه ریزی های بلند مدت و راهبردی 9- سنت شکن و نو گر، فرصت طلب و موقعیت جو و ارائه طرح های خود قبل از دیگران 10- دارای گیرنده های قوی و حساس 11- بالاتر بودن هوش های چند گانه او از متوسط جامعه 10 نکته مهم برای یک مدیر موفق همان طور که می دانید در هر سازمانی، یک هرم سازمانی وجود دارد که کل فعالیت های سازمانی را مدیریت می کند. صرف نظر از اینکه شما در کجای این هرم هستید، در سمت مدیر ارشد، مدیر میانی و یا در سطح سر پرست، شما مسلماً مسوول هدایت و مدیریت یکسری نیرو های تحت سر پرستی خود هستید تا از طریق هدایت و مدیریت آنان به اهداف سازمانی نایل آیید. یک مدیر خوب می تواند به نیرو هایش انگیزه دهد، از اشتباهات گذشته درس گرفته و با ایجاد یک محیط پویا و تقویت روحیه تیمی در مسیر نایل شدن به اهداف کار کنان و سازمان موفق باشد. در ذیل به 10 نکته ای که می تواند شما را به یک مدیر موفق تبدیل کند، اشاره می کنیم. 1- کارکنانتان را خوب بشناسید اگر قصد دارید به یک مدیر موفق تبدیل شوید، باید کار کنان خود را به خوبی بشناسید و صحبت کردن یکی از بهترین روش های شناخت آنان است. شما می توانید درباره موضوعات مورد علاقه شان با آنها صحبت کنید. هر چه بیشتر و بهتر کار کنان خود را بشناسید، بهتر می توانید تیم خود را هدایت کنید. 2- مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشیدجهت هدایت و مدیریت سازمان خود نیاز مند ارتباط با کار کنان خود هستید. برای این منظور به مهارت های ارتباطی بالایی نیاز دارید که بتوانید افکار و ایده های خود را با بهترین روش ممکن ارتباطی به آنها انتقال دهید. اگر شما فردی با هوش هستید ولی از مهارت ارتباطی خوبی بر خوردار نیستید، نمی توانید مدیر خوبی باشید. 3- همیشه در اتاقتان به روی کارکنان باز باشدهمیشه در جلساتی که بر گزار می کنید به کارکنان صراحتاً اعلام کنید که همیشه در دسترس هستید و آنان می توانند هر سوال و نگرانی که دارند با شما در میان بگذارند. مثل مدیرانی نباشید که فکر می کنند در صورت باز بودن در اتاق، افراد مزاحم خواهند شد و وقت شما را خواهند گرفت. باز بودن در اتاق را فرصتی ببینید که می توانید به کارکنانتان انتقال دهید که چقدر تمایل دارید مکان کاریشان را تبدیل به یک محل خیلی خوب برای فعالیت کنید. هرگز نگرانی ها و دلمشغولی هایشان را موضوعی بی ارزش قلمداد نکنید و مطمئن باشید که خیلی خوب به حرف هایشان گوش داده اید. گوش دادن باید با تمامی وجود باشد. 4- فعالانه مدیریت کنید مدیریت فعالانه عبارت است از: دانستن اینکه زیر دستانتان چه کار می کنند و بدون اینکه مزاحمتی در کار شان ایجاد کنید از طریق تقویت روش انجام کارشان، مدیریت کنید. شما باید اعتماد داشته باشید که آنان به اندازه کافی توانایی انجام کار را دارند و به جای مدیریت کارشان، خود شان را مدیریت کنید. 5- از اشتباه کردن کار کنانتان نهراسید، بگذارید اشتباه کنندبه عنوان مدیر، شما مسوول کار های کارکنان خود هستید و همین طور مسوول اشتباهات آنها. از این رو ممکن است شما پیش قدم شوید و یکسری دستور العمل های دقیق و شفاف تهیه کنید که از اشتباه کردن پیشگیری کنید. مواظب باشید که کار کنانتان را از اشتباه کردن نترسانید. در این صورت ممکن است آنها برای هر کار جزیی نزد شما آیند و کار شان را با شما چک کنند. در این صورت آنها اشتیاقی به تصمیم گیری نخواهند داشت چون ممکن است اشتباه کنند که خود منجر به این خواهد شد که کار مندان شما متکی به شما باشند، کمتر بهره ور بوده و بیشتر وقت شما را بگیرند. آنان نیاز به فکر کردن دارند و برای این کار نیاز به یاد گرفتن دارند و برای یاد گرفتن گاهی اوقات اشتباه کردن لازم است. به آنها اعتماد کنید و حاشیه خطایی برایشان در نظربگیرید. 6- تفویض اختیار کنید و ابزار های لازم برای انجام وظایفشان را در اختیار شان قرار دهید شما اگر در انجام کار خوب هستید، این بدین معنی نیست که تمامی کار ها را خود تان انجام دهید. یکی از وظایف شما به عنوان مدیر انتقال دانش خوب انجام دادن کار به دیگران است. اگر با موضوع تفویض، احساس ناراحتی می کنید می توانید از وظایف کوچک و سپس بزرگ و بزرگ تر شروع کنید. مشکلاتی که ممکن است سر راهشان باشد را پیش بینی و آموزش کافی در این رابطه را انتقال دهید. در مسیر تفویض اختیار، شما باید امکانات و ابزار های مناسب را در اختیار آنان قرار دهید. تفویض اختیار بدون امکانات لازم نمی تواند آنان را در انجام بهتر وظایفشان یاری کند. 7- کارکنان خود را به چالش بکشید .هیچ چیزی بد تر از داشتن یک کارمند خسته و بدون انرژی نیست. اطمینان حاصل کنید که کارمندانتان را به چالش می کشید تا از بهترین و بیشترین توانشان استفاده کنند و آنها از این عمل شما خوشحال خواهند شد. آنها را مجبور به اضافه کاری نکنید، فقط به چالش بکشید. 8- سیستم تشویق و تنبیه مناسب و شایسته ای را بر قرار کنید با شناخت کامل کارکنانتان، بهتر می توانید آنها را تشویق کنید. این تشویق ها لزوماً از نوع پولی نیست و می تواند تشویق های ساده ای از قبیل انتقال آنان به واحدی که دوست دارند در آنجا فعالیت کنند، باشد. تشویق و تنبیه به موقع از اهمیت بسزایی در پیشبرد اهداف سازمانی بر خوردار است. 9- فراموش نکنید که شما مدیر هستید طوری رفتار نکنید که کارکنانتان فراموش کنند که مدیری وجود ندارد. در همه اوقات، با رفتار های مناسب و تصمیمات قاطع خود به آنان نشان دهید که صرف نظر از اینکه روحیه تیمی خوبی در سازمان وجود دارد و همه وظایفشان را به خوبی انجام می دهند ولی این شما هستید که تصمیم آخر را می گیرید و شما مدیر هستید. 10از اشتباهات خود درس بگیرید.زمانی که کار ها طبق برنامه پیش نمی رود، اشتباه را شناسایی و به کارکنان خود توضیح دهید که در صورت انجام آن کار به روش دیگری، این اشتباه اتفاق نمی افتد. این عمل به آنان نشان خواهد داد که شما نیز اشتباه می کنید و چگونه از آن درس گرفته و بر خورد نمی کنید. به آنان یاد دهید که از اشتباهات خود درس بگیر ند. مديران موفق چه كساني هستند؟ واژه مدیریت را معمولا با کارهای تیمی، جلسات کاری، تصمیمات مهم به یاد می آوریم. اما مدیریت در واقع این ها نیست. مدیریت راهنمایی و نظارت کردن تیمی متشکل از 1 یا چند نفر با هدف هماهنگ سازی و ایجاد یک هارمونی در بین اعضای آن، برای کامل کردن هدفی مشخص است. مدیران عالی رتبه باید از دانش کافی در تکنیک ها و مهارت های مدیریتی برخوردار باشند، آخرین تغییرات بازار را بدانند و قادر باشند آینده را پیش بینی کنند و این نکته را در نظر داشته باشند که محصول مورد نیاز امروز را دیروز و مورد نیاز فردا را امروز باید تولید کنند. مدیران تنها کسانی هستند که می توانند دنیا را تغییر دهند و به سمت مسیر دلخواه خود پیش ببرند. مدیران موفق شرکت های کوچک مثل گوگل و مایکروسافت، موفق به تبدیل شرکت هایشان به بزرگترین شرکت های دنیا شدند. رموز مدیریت موفق - مدیریت موفق یعنی رسیدن به دست آوردهای فوق العاده با به کارگیری افراد معمولی - مدیر موفق باید این توانایی را داشته باشد که حوزه ای را که گروه می تواند در آن بهترین باشد تعیین کند - همه کارها به صورت تیمی انجام می شود نه به صورت فردی . نتیجه کار یک مدیر نتیجه کار تیم اوست ، افراد با ارزش ترین سرمایه های شما هستند . فقط انسان ها هستند که می توانید کارایی و ارزش آنها را با مدیریت درست افزایش دهید. - در خودتان عمل گرایی و احساس اضطراب برای به انجام رساندن کارها را تقویت کنید . - سرعت عمل برای موفقیت ضروری است . آن را به دست بیاورید ، بهبود ببخشید و به کار بگیرید . جرأت پیشروی داشته باشید . در مدیریت ، شهامت نشانه برجستگی است . - برای اینکه در حوزه خود مدیر موفقی شوید ، زودتر سر کار حاضر شوید ، سخت تر کار کنید و دیرتر کار را تعطیل کنید . - از بهانه آوردن و دیگران را مقصر دانستن دوری کنید . یک مدیر همیشه می گوید : ( اگر اشکالی هست ، مسئولیتش با من است . ) ، قدردانی و تشویق قدرتمند ترین ابزار برای ساختن کارکنانند. - زمینه هایی که در آنها می توانید نتایج کلیدی به دست آورید شناسایی کنید و خودتان را وقف این کنید که در همه این زمینه ها عملکرد بسیار خوبی داشته باشید . - مدام از خودتان بپرسید : (چه کاری است که انجام آن فقط از من بر می آید و اگر آن را به خوبی انجام دهم یک تغییر اساسی به وجود خواهد آمد ؟ ) - مشخص کنید در چه زمینه هایی قوی هستید و روی زمینه هایی متمرکز شوید که می توانید در آنها نقش اساسی داشته باشید . - کارها را آسان کنید . مدام دنبال راه هایی باشید که کارتان را سریع تر ، بهتر و آسان تر به انجام بر سانید . - به تعویق انداختن عمدی را برای کارهای کم ارزش به کار گیرید و انجام آنها را برای مدت نامعینی به تعویق بیندازید . - کدام مرحله از کار است که شما را محدود کرده و سرعت دست یابی به هدف های اصلی تان را تعیین می کند ؟ . کار را پی گیری کنید و باز هم پی گیری کنید تا به اتمام برسد و نتیجه مورد نظر به دست بیاید - ( هر چیزی را می شود دگرگون کرد . افراد را باید با ارائه الگوی مناسب رهبری کرد .) راس پروت - از انجام کارهای غیر مترقبه نترسید . وقتی به پیش می روید ، امنیت شما بیشتر از زمانی است که ثابت ایستاده باشید . بهترین مدیران کسانی هستند که به همه جزئیات کار توجه دارند . هیچ چیز را به دست شانس نمی سپارند . - از روش فکری (( نوک کوه یخ )) استفاده کنید . هر اتفاق غیر منتظره ای را نشانه ای از بروز یک جریان در نظر بگیرید . - وضوح و روشنی کلید مدیریت موفق است : هدف های خود را روشن کنید . - قصد انجام چه کاری را دارید ؟ روش تان چبست ؟ - عمل گرا باشید ، مدیریت یعنی پی گیری کارها . اگر نمی توانید عمل گرا باشید فکر مدیریت را از سرتان بیرون کنید . - نیروها یتان را متمرکز کنید . ببینید چه کار بخصوصی را بهتر انجام می دهید و بیشتر به آن کار بپردازید . - انعطاف پذیری در زمان تغییرات بزرگ یکی از ویژگی های ضروری مدیریت است . - توانایی تصمیم گیری درست بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده موفقیت شماست - مدیریت یک بازی فکری است . هر چه بهتر فکر کنید نتایجی که به دست می آورید بهتر خواهد بود . - قانون طلایی را در تمام زمینه های مدیریت به کار بگیرید . دوست دارید رئیستان چه طور آدمی باشد ؟ درست همانطور مدیریت کنید . در مطالعاتی که در مورد مدیران موفق صورت گرفته این نتیجه حاصل شده که قوانینی بین همه این مدیران برای مدیریت حاکم بوده که در زیر به آن اشاره می شود: - مشکل را حل کنید، صورت مسئله را پاک نکنید، مسئله دیر یا زود باید حل شود. قبل از اینکه خودتان یا دیگران را برای این مشکل ملامت کنید سعی در برطرف کردن مشکل داشته باشید. - به مردم بگویید که چه چیزی می خواهید نه اینکه چه جوری کاری را که می خواهید انجام می دهید. اگر به مردم درباره هدف هایتان بگویید، می فهمید که آنها نیز مشتاقانه به هدف شما احترام می گذارند. پس مردم را به سمتی که هدفتان هست راهنمایی کنید نه اینکه به آنها یک دستورالعمل یا آموزش ارائه دهید. - هدفتان را مدیریت کنید نه تشریفات اداری و کاغذ بازی ها را. همیشه یادتان باشد که شما وظیفه تان مدیریت قسمت خاصی از یک شرکت است حالا هر چه که باشد، تمام کاغذ بازی ها و تشریفات اداری برای هدف شما انجام می شود، شما این مرحله را حذف کنید و مستقیما به هدفتان بپردازید. - هیچ کاری را به شخصه انجام ندهید. همیشه به یاد داشته باشید که شما یک مدیر هستید، وظیفه مدیران برنامه ریزی، سامان دهی، نظارت و راهنمایی است. عمل کردن به این نقشه ها و وظیفه ها بر عهده کارکنان شماست. وقت با ارزشتان را برای پرداختن به این گونه مسائل اتلاف نکنید. شما باید مدیریت کنید نه اینکه کاری را انجام دهید. - همیشه یک شروع خوب داشته باشید. پروژه ها وقتی با یک شروع بد آغاز می شوند به سختی به مسیر اصلی و درست خود باز می گردند. پس سعی کنید یک شروع برنامه ریزی شده و موفق داشته باشید. از دفترتان بیرون بروید و از نزدیک کارمندانتان و نحوه انجام پروژه ها را مشاهده کنید. شما باید خودتان را در دسترس دیگران قرار دهید. این باعث می شود همیشه خبرهای دست اول را از محیط کارتان و پروژه هایتان دریافت کنید و بدانید دقیقا چه اتفاقی در حال وقوع است. - خودتان را طوری نشان ندهید که انگار بهترین هستید و هیچ مشکل و اشتباهی ندارید. دوستانه در کنار تیمتان کار کنید. بگذارید بقیه این احساس را داشته باشند که شما انسان صادق و رو راستی هستید. - کیفیت برای شما راحتی و آسودگی خیال می آورد . همیشه برای کارهایتان استانداردهایی را که از دیگران انتظار دارید در برابر شما رعایت کنند را در نظر داشته باشید آنها را بنویسید و همیشه جلوی چشم خود نگاه دارید و مدام آنها را کنترل کنید. - از اشتباهات دیگران درس بگیرید. به اندازه ای که تمام اشتباهات دنیا را خودتان تجربه کنید عمر نخواهید کرد. - هدف هایتان را هوشمندانه انتخاب کنید. هدفهایی که برای خود یا دیگران در نظر می گیرید باید مشخص، قابل اندازه گیری، واقعی و قابل دست یافتن باشند. - کارهای ساده را به دیگران محول کنید و همیشه خود را با پروژه های سخت و سنگین درگیر کنید. این باعث پیشرفت شما می شود. - موفقیت کاریتان بستگی به کارآمدی کارکنانتان دارد. با آنها به خوبی برخورد کنید و به آنها امنیت شغلی بدهید. برای آنها ناظر یا سرپرست تعیین کنید و شخصا این ناظران را تربیت کنید و آموزش دهید. کارمندان شما در صورت برخورد با مشکلی باید با این ناظران در ارتباط باشند. - با دهان باز نمی توانید گوش دهید. تمام کسانی که برای شما کار می کنند قطعا چیزی برای گفتن دارند که برای شما با ارزش باشد. به آنها فرصت صحبت کردن بدهید. سکوت کنید و از محیط کارتان آموزش ببینید. - خودتان را جای کارمندانتان بگذارید. انتظار این را نداشته باشید که کارمندانتان به درستی و تا آخر وقت کار کنند در حالی که شما هر روز محل کارتان را زود ترک می کنید. به کارمندانتان استراحت بدهید و آرامش فکری برای آنها فراهم کنید. با آنها ورزش کنید یا حتی دور هم یک فنجان چای یا قهوه بنوشید. استراحت مناسب راندمان کاری افرادتان را بالا می برد. - رهبران تغییرات ایجاد می کنند. آماده روبرویی با این تغییرات و افرادی که در این تغییرات هستند چه در داخل شرکتتان و چه در خارج از آن باشید. اگر تغییراتی احساس نمی کنید بدانید رهبری نکرده اید. یک مدیر خوب یک رهبر خوب است. - خودتان را محدود نکنید. یک نمونه خوب از تفاوت های یک مدیر و یک رهبر این است که رهبران خودشان را محدود نمی کنند. به اندازه کافی کسانی هستند که شما را محدود کنند. شما خودتان را محدود نکنید. - وقتی همه چیز رو به راه و ساده باشد هر کسی می تواند کاری را با موفقیت به پایان برساند. به خودتان برای انجام کارهای ساده افتخار نکنید و مغرور نشوید. خودتان را برای انجام کارهای سخت آماده کنید. - تغییرات ایجاد کنید. تیمی که با آن کار می کنید باید بسیار موفق تر و موثر تر از زمانی باشد که شما با آن کار نمی کردید. اگر تغییراتی احساس نشود هیچ تضمینی برای بقای شما نخواهد بود. - مهندسی مدیریت داشته باشید. برای اینکه به هدفتان برسی ابتدا باید هدفتان را تعریف کنید. حال که هدفتان را می دانید باید برای رسیدن به آن یک نقشه طرح کنید و برنامه ریزی داشته باشید و در آخر شما نیاز به یک مقیاس دارید که هر لحظه به شما نشان دهد نسبت به لحظه قبل چقدر پیشرفت یا پسرفت کرده آید. - یک مدیر نمونه باشید. اگر از کارمندانتان می خواهید برای اضافه کاری در شرکت بمانند خودتان هم همراه آنها بمانید و به کارهایتان برسید. اگر قصد مسافرت به جایی را به همراه تیمی از شرکتتان دارید به این دلیل که سیاست شرکتتان این اجازه را می دهد که شما با یک پرواز First Class سفر کنید در حالی که بقیه تیمتان در قسمت های دیگر هواپیما باشند این کار را نکنید. سعی کنید یک رهبر باشی تا مدیر ، مطمئنا ارزشش را خواهد داشت. با رعایت موارد فوق به راحتی می توانید از خودتان یک مدیر نمونه بسازید. کاری کنید که دیگران شما را به عنوان یک مدیر موفق مثال بزنند. مدیری که می تواند یک تیم را بسازد و در کنار یکدیگر قرار دهد و با آن تیم به موفقیت برسد. نکاتی در مورد انواع مدیریت 1- مديريت ذره بينی مديريت ذره بيني،(Micro management)، نمونه اي از ضعف مديريتي است كه مبين كنترل بيش از اندازه و غير ضروري كاركنان توسط مديريت و توجه شديد مدير به جزئيات كاري است. مديران ريز بين به دليل غرق شدن در مسائل جزئي، توانايي تحليل كل سيستم و توجه به بهره وري كلي را ندارند. در واقع آنها علاوه بر اينكه كليات را فداي جزئيات ميكنند، احترام و اعتماد زير دستان را نيز از دست مي دهند. دلايل بسياري وجود دارد كه باعث ميشود افراد، مديريت ذره بيني را انتخاب كنند. مهمترين اين دلايل عبارتند از: 1- نقشها و مسئوليتهاي افراد نامشخص است. زماني كه يك مدير دامنه اختيارات و مسئوليتهايش نا مشخص است، خودش تشخيص مي دهد كه بهترين كار و شيوه چيست؟بنابراين به كنترل بيشتر و دقيق تر روي مي آورد. همچنين ابهام در سياستها و خط مشيهاي تعيين نقش و وظايف كاركنان به مدير جرات مي دهد، در حوزه مسئوليت آنها وارد شده و بيش از اندازه امر و نهي كند. 2- مديريت ذره بيني پاسخي به بحران است. در زمان بحران، بسياري از مديران ترجيح ميدهند كه كنترل شديدتري بر اوضاع سازمان داشته باشند. در نتيجه طبيعي است كه دقت نظر و حساسيت آنها بيشتر ميشود و به محض رفع بحران معمولا- البته چنانچه علت ريز بيني به بحران برگردد- اين كنترلها كاهش يافته و اوضاع به حالت قبل بر ميشود. البته در برخي مواقع نيز پس از رفع مشكل، اين سبك مديريتي تثبيت شده و به قوت خود باقي مي ماند. 3- ترس، شايد بتوان به جرات گفت: كه اكثريت مديران ذره بيني ميترسند: ترس از شكست، ترس روي دادن حوادث ناگوار، ترس از انجام اشتباهات، ترس از بروز بحران، ترس از بي نظمي و اغتشاش، ترس از دست دادن موقعيت كاري واختيارات و ... هر چند ترس يك رفتار غريزي است اما كنترل شديدتر و بازبيني مجدد كارها، راهي براي غلبه بر آن تلقي مي شود. يكي از نگرانيهاي اساسي مديران ترس از عدم وجود اطلاعات به موقع و بهنگام است. بنابراين كاركنان بايد نيازهاي اطلاعاتي مديران را شناسايي و قبل از درخواست آنها، اطلاعات مهم و ضروري مورد نياز را در اختيارشان قرار دهند. به نظر چمبرز اقدام پيشگيرانه در جهت خواستهها و نيازهاي اطلاعاتي اين مديران باعث آرامش خاطر آنها شده و اعتماد شان را به كارمند جلب ميكند. در نتيجه پس از مدتي مدير احساس مي كند نيازکمتري به كنترل فعاليتها و وظايف چنين كارمندي دارد . نامشخص بودن نقشها و مسئوليتهاي افراد، ايجاد بحران و ترس از جمله عواملي هستند كه افراد را به سمت مديريت ذره بيني سوق ميدهند. جملاتي نظير من نگرانم ، آيا كاركنان ميتوانند چنين كاري انجام دهند؟ اگر چنين اتفاقي نيفتد..._ دلواپسم و ... به دفعات از مديران ذره بيني شنيده مي شود. در بسياري از مواقع ترس اين مديران با عصبانيت و خشم آنها بروز مي كند كه خود نتايج مخربي را به دنبال خواهد داشت. براي كاهش ترس، به مديران ميكرو توصيه ميشود: 1- دلايل ترس را شناسايي، پيگيري و ترس خود را کاملا بيان كنند. 2- دستور العملهايي براي كنترل و كاهش دلايل ترس ارائه نمايند (با همفكري و همكاري كاركنان). 3- فردي را مسئول پيگيري سياست ها و دستورالعملها کرده و از كاركنان خود بخواهند برنامه هايي كوتاه مدت براي بهبود اوضاع ارائه كنند. 4- معيارها و شاخصهايي را براي كنترل و ارزيابي كارهاي انجام شده مشخص كرده و در كنار كاركنان پيگير بهبود شرايط باشند. ( البته نبايد فراموش كرد كه گفتن چنين كارهايي قطعا از عمل كردن به آنها ساده تر خواهد بود) نتايج مديريت ذره بيني مديريت ريز بيني ريشه در عدم اعتماد به ديگران دارد. اين رفتار روحيه كارتيمي را تخريب و مانع رشد و پيشرفت و در برخي مواقع منجر به شكست سازمان مي شود. در زير به برخي اثرات و نتايج چنين شيوه اي اشاره مي شود: * ارتباطات ضعيف: معمولا كنترل بيش از اندازه كاركنان توسط مدير، روابط آنها را دستخوش تغيير مي كند. رفتار وسواس گونه چنين مديراني، مانع ارتباطات اصولي و صحيح بين مدير و كارمند مي شود. * گوشه گيري و كاهش روحيه كار تيمي: مديران ذره بين، كاركنان را گوشه گير و منزوي مي كنند. ترس از توبيخ در حضور ديگران و مناسب نبودن محيط كاري باعث مي شود كارمندان ترجيح دهند به تنهايي كار كنند. به اين ترتيب روحيه همكاري و كار تيمي بين افراد از بين مي رود. * كار شكني كاركنان: افراد تا حدي توانايي تحمل امر و نهي و اظهار نظر بي مورد را دارند. در بسياري از مواقع كاركنان به دنبال راه حلي براي تخليه احساسات منفي خود مي گردند و كار شكني از جمله اين روشهاست. بسياري از كاركنان، در بيش روي مدير چشم مي گويند اما پشت سر كاري را كه دوست دارند انجام مي دهند. * پنهان كاري: ترس از توبيخ و شماتت باعث مي شود كاركنان برخي مسائل را از ديد چنين مديراني پنهان كنند. * كاهش انگيزه و بهره وري: مديريت ذرهبيني باعث مي شود كه كاركنان احساس كنند كنترلي بر وظايف و محيط كارشان ندارند، در نتيجه انگيزه خود را از دست داده و بهرهوري آنها كاهش مي يابد. * افزايش تنش و استرس و حوادث ناشي از كار: مديريت ذره بيني باعث مي شود كاركنان دائم نگران و دلواپس بروز اشتباه باشند. همين مساله موجب مي شود به طور كامل بر شيوه انجام كار تمركز نكنند و احتمال خطا و اشتباهشان بيشتر شود. تحقيقات ثابت كرده اند حوادث كاري ارتباط مستقيمي با سطح استرس افراد دارند. *افزايش جابجايي كاركنان و كاهش رشد سازماني: توجه به جزئيات اگر چه بسيار خوب است اما افراط بيش از اندازه سبب ناراحتي كاركنان و تمايل آنها براي جابجايي شغلي مي شود. * اتلاف وقت و منابع سازماني: از آنجا كه مديران ريز بين دوست دارند تمام كارها آن گونه كه آنها مي گويند انجام گيرد، به محض كوچكترين اشتباهي كار بايد دوباره تكرار شود. تكرار مجدد يا اصرار مدير بر انجام كارها توسط شخص وي منجر به اتلاف وقت و منابع و صرف هزينه هاي بالا مي شود. راه حل نسخه واحد و راه حل از پيش تعيين شده اي براي مقابله با مديران ميكرو وجود ندارد. براي كاهش كنترل چنين افرادي بايد اعتماد آنها را جلب كرد، ترسشان را از بين برد و روحيه كار تيمي را تقويت نمود. علاوه بر اين هدف گذاري صحيح و مشخص كردن حيطه وظايف و مسئوليتهاي افراد و جلوگيري از ابهام نقش نيز موثر است. البته توجه به جزئيات و ريزبيني مدير- تا اندازه معقول- نشان از توجه و علاقه مندي وي به كار و كاركنانش دارد. در مقابل مديران ميكرو، هستند مديراني كه كاركنان را به حال خود رها مي كنند و آنها را كاملا آزاد مي گذارند(مديران ماکرو). چنين مديراني دير مي آيند، زود مي روند، وقت زيادي را صرف مكالمات تلفني بيهوده يا وقت گذراني در اداره يا بازي كامپيوتري و گشت و گذار در اينترنت مي كنند و غالبا كاركنان فعال و پر تلاش، بار وظايف چنين مديراني را به دوش مي كشند. بنابر اين نبايد به اشتباه تصور كرد انتقاد از مديريت ميكرو، دليلي بر تاكيد مديريت ماكرو است. اين دو شيوه در دو طرف يك طيف قرار مي گيرند و در حالت افراطي و شديد هر دو مخرب هستند. مديريت خردمندانه هرگز ارزش، اعتبار ، غرور و عزت نفس كاركنان را ناديده نمي گيرد و بابرقراري ارتباط صحيح با كاركنان و زير دستان همواره با هدايت آنها، به توانمند سازي و بالندگي افراد نيز مي انديشد. براي برخورد موثر با مديران ميکرو توصيه مي شود: * اموري را كه براي وي مهم هستند مشخص سازيد سپس با او كار كنيد- نه عليه او. * منتظر نمانيد كه چيزي از شما بخواهد. نياز و خواسته هاي او را تشخيص و قبل از تقاضاي وي در اختيارش قرار دهيد. جلوتر از زمان باشيد. * هنر ارتباطات را ياد بگيريد. هيچ فردي به اندازه مدير ذره بيني از رخوت و تنبلي نميترسد. به او نشان دهيد كه كارها و پروژهها برايتان اهميت دارد و ارتباطات صحيح توام با آگاهي، اطمينان و به موقع بودن به شما كمك خواهد كرد. * انتظارات و خواسته هاي خود را به طور شفاف با او در ميان بگذاريد. * با قوانين و مقررات سازماني آشنا باشيد و آنها را به كار گيريد. مديران ريز بين از اجراي دقيق مقررات و دستورالعمل ها لذت مي برند. * از نحوه برخورد مدير با ديگران تجربه كسب كنيد. تجربيات تلخ ساير كاركنان را تكرار نكنيد. نتيجه گيري مديريت ذربيني يك اختلال، درگيري يا تعارض با كار، زير دستان ، عملكرد يا تصميمگيري آنهاست كه ريشه در عدم اطمينان و اعتماد مدير دارد. اين رفتار وسواس گونه، روحيه كار تيمي را تخريب و مانع رشد و پيشرفت و در برخي مواقع باعث شكست سازمان مي شود. مديران ميكرو خود را بهترين تصميم گيرندگان مي دانند و به خود اجازه ميدهند در مورد تمام وظايف و كارهاي پرسنل اظهار نظر نمايند. اين مديران به دليل غرق شدن در مسائل جزئي، بهره وري كلي را فراموش كرده و در واقع كل را فداي جزء ميكنند. علاوه براين احترام و اعتماد كاركنان را نيز از دست ميدهند. 2- مديريت معنوی مديريت با تكيه بر معنویت هركدام از ما، دو وظيفه داريم: يكي كاري است كه انجام مي دهيم و شغل مــا را تشكيل مي دهد و برايش حقوق و حق الزحمه دريافت مي كنيم و ديگري اينكه بايد تحقيق كنيم و دريابيم كه چگونه مي توانيم كار اول را بهتر انجام دهيم. موضوع بحث حاضر در ارتباط با كار ديگريا وظيفه دوم مديران است. روشهاي مختلفي براي بهبود مديريت (وظيفه دوم) در سطح جهان ارائه مي شود. احتمالاً مديران سازمانهاي دولتي و غيردولتي ما، از بسياري از اين روشها آگاه بوده و بااستفاده از اين روشها تاكنون توانسته اند مديريت خود را بهبود بخشند. مطالب و پيشنهـــاداتي كه در اينجا ارائه مي شود براين باور استوار است كه بابرخورداري از معنويت، مديران خواهند توانست نه تنها بهره وري را در محيط كار يا سازمان خود بهبود بخشند، بلكه از آن مهمتر خواهند توانست به آرامش خاطر و رضايت باطن يا يك شادي زايدالوصف و طولاني دست يابند و محيطي فراهم كنند تا همكارانشان نيز از اين حالت برخوردار شوند. منظور از معنويت برخورداري از ارزشهاي والاي انساني است كه در زير به تعدادي از آنها اشاره شده است. - ايمان به خدا - عشق و محبت - احترام به موجودات - اعتماد به نفس - اميد به آينده - پذيرش ديگران - پشتكار - تحرك - تحمل - تقوي - تواضع - توكل - جوانمردي - خدمت - خوش بيني - خيرخواهي - رضايت - سپاسگزاري - شجاعت - صبر - صداقت - صرفه جويي - عدم وابستگي - فداكاري - گذشت - محدودكردن آرزوها - وفاي به عهد 3- مديريت خشم : هدف مديريت خشم كاهش احساسات هيجاني و برانگيختگي فيزيولوژيكي ناشي از خشم است. • شما نه مي توانيد از چيزها يا افرادي را شما را عصباني مي كنند ، رها شويد يا اجتناب كنيد و نه مي توانيد آنهارا تغيير دهيد ولي مي توانيد ياد بگيريد واكنش هاي خود را كنترل كنيد. • هدف بلند مدت آموزش مديريت خشم كسب مجموعه اي از راهبردها است كه شما مي توانيد متناسب با رويدادهاي خشم برانگيز خاص از آنها استفاده نماييد . چرخه پرخاشگري : بر اساس ديدگاه مديريت خشم هر دوره خشم شامل سه مرحله است: مشخصه اين مرحله وجود نشانه :(Escalation) ١. مرحله افزايش تدريجي خشم هاي حاكي از شروع خشم است. اين مرحله با تخليه كنترل نشده خشم به :( Explosion) مرحله برون ريزي شكل پرخاشگري كلامي يا غير كلامي مشخص مي شود اين تخليه خشم منجر به پيامدهاي منفي مي شود. اين مرحله مترادف نمره10 در مقياس خشم است. اين مرحله با پيامدهاي منفي :(Postexplosion) مرحله پس از برون ريزي ناشي ازپرخاشگري كلامي و غير كلامي نشان داده شده در مرحله قبل مشخص مي شود. هشت راه صحیح برای مدیریت استرس (Stress Management) ۱) احساسات خود را باور کنید: هیچوقت به خودتان نگویید که شما نباید آنچه را انجام میدهید احساس کنید.(جلوی احساس خود را نگیرید). نگویید: من الان نباید دچار استرس شوم. شما باید همیشه احساسات خود را قبول کنید در غیراین صورت آن احساسات بهزودی بر شما غلبه میکنند. اگر شما قبول کنید که استرس دارید یک قدم جلو هستید و بهتر میتوانید بر آن غلبه کنید. ۲) مسئولیت احساسات خود را قبول کنید : خالی کردن حالات استرس خود روی دیگران بسیار کار سادهای است. ولی سعی کنید که هیچوقت با دیگران رفتار نامناسبی نداشته باشید. اگر با دیگران بر خلاف میل آنها رفتار کنید باعث میشود که آنها ناراحت شده و ناراحتی خود را بر سر شما خالی کنند.سرزنش کردن فقط باعث استرس بیشتر شما میشود. زیرا اشتیاق، خود مستقیما با عوامل قابل کنترل شما در ارتباط است. آنچه غیرقابل دسترسی است شما را مشتاق میکند. اما زمانیکه شما مسئولیت کار خود را قبول کردید آن وقت فاکتور سرزنش کردن از بین میرود. و شما با واقعیت روبه رو شده و قربانی دیگران نمی شوید و می توانید کنترل احساسات خود را در دست بگیرید لذا مسئولیت شما باعث میشود تا نسبت به احساسات خود کاری انجام دهید. اگر شخصی باعث اضطراب شما میشود، او را صدا کنید و به او بگویید چه احساسی نسبت به او دارید و چرا این احساس را دارید و چه میتوان کرد که این احساس از بین برود. این موضوع را با سرزنش کردن آنها بدتر نکنید. همیشه راجع به مشکل خود فکر کنید، نه راجع به شخص به خصوصی. ۳) نفس کشیدن : زمانیکه اضطراب وجود شما را فرا میگیرد، ناخودآگاه نفسهای کوتاه میکشید. این اولین مرحله قبل از جدال و یا خاموشی و سکوت است که اینها خود باعث صدمه زدن به گفتگو می شود. بنابراین در این مواقع نفسهای عمیق بکشید، این کار باعث کاهش اضطراب میگردد. ۴) استراحت کوتاهی بکنید : از صحنه خارج شدن همیشه فکر شما را تازه میکند. البته نیازی به سفرهای بلندمدت نیست بلکه یک استراحت کوتاه مدت تنها چیزی است که به آن نیاز دارید. قدم زدن و یا تمرین در باشگاه ورزشی کافی است. بهتر است فعالیت کنید تا هورمونهای مخالف و ضدحالتهای فعلی در شما ایجاد شود. ورزش همیشه باعث ریلکس شدن بدن میشود. دوری از محل اضطراب باعث آرامش فکر شده و فرصتی جهت مقابله با مشکل به شما میدهد. حتماً سعی کنید بعد از استراحت مشکل را با طرف مقابل بازگو کنید در غیراین صورت فقط وقفهای در مشکل بوجود آمده است بدون آنکه مشکل شما بر طرف گردد. ۵) انعطاف پذیر باشید: استرس غیرقابل اجتناب است و مانند طلوع و غروب خورشید اتفاق میافتد. پس بهترین راه مبارزه با آن تغییر رفتار و برخورد با دیگران است. نرم باشید نه سخت. با توجه به کلام افراد نشانه های استرس را تشخیص داده و سپس خودتان را با آن تطبیق دهید. با کمی انحراف و گذشتن از علائق خود دیگران را در به دست آوردن نیازهایشان کمک کنید. نیازی به سختی کشیدن و تحمل سفرهای دور و دراز نیست فقط به صحبتهای دیگران گوش دهید و توجه داشته باشید که این روش به خوبی باعث کاهش استرس میگردد. ۶) راجع به مشکل بعد از وقوع آن صحبت کرده و بحث کنید: این موضوع را اگر با موضوع قبلی یعنی انعطاف پذیری ادغام کنید میتوانید افراد مضطرب را کنترل کنید. شما حتماً باید بعد از یک اتفاق تنش زا (بعد از آرام شدن) راجع به آن صحبت کنید . در غیر این صورت آن مشکل به شکل فجیع تری تکرار خواهد شد. ۷) اضطراب و استرس شیمیایی: ۳ مورد ذکر شده زیر باعث استرس و اضطراب شده و شما باید از آنها دوری کنید. الف) نیکوتین: این ماده هم در کوتاه مدت باعث آرامش شده ولی در درازمدت به فرد صدمه میزند. اگرچه کشیدن یک سیگار در همان لحظه باعث آرامش میگردد ولی ضربان قلب را افزایش داده و نفسها را کوتاه میکند و ضررهای بیشمار دیگری نیز دارد. ب) کافئین: از این داروی محرک دوری کنید به جای قهوه از یک نوشابه دیگربا کافئین کمتر مثل چای استفاده کنید. ج) شکر: غذاهای شیرین باعث افزایش گلوکز میشود. میتوانید از غذاهایی با شکر کمتر استفاده کنید مثل انواع نان سبوس دار. ۸) از دیــگران راجـع بــه عکس العمل های خودتان در هنگام استرس سؤال کنید : شما حتماً باید اینکار را بکنید زیرا در موقع استرس متوجه بسیاری از مسائل و رفتارهایی که از شما سر میزند نیستید و فراموشی کوتاه مدت اجازه بازیابی مسائل را به شما نمیدهد. همچنین اطلاع یافتن از رفتارهایتان می تواند به شما کمک شایانی بکند. اگر دیگران بگویند که شما در هنگام استرس فریاد میزنید، به خود آمده و خواهید دانست که باید استرس خود را کاهش داده و سپس به گفتگو بپردازید. پس نتیجه می گیریم بهترین عوامل انتخاب مدیران عبارتند از : 1- ارتقاء بهره وری 2- خلاقیت و نوع آوری 3- رعایت ادب و نزاکت در برخورد با همکاران و ارباب رجوع 4- توجه به عملکرد کارکنان و افزایش کارایی 5- توانایی برنامه ریزی و سازماندهی و نقش ارتباطی و تصمیم گیری 6- ایجاد محیط آرام 7-آرام نگاه داشتن فضای داخلی برای کار خلاق فصل دوم تعريف برنامه ريزي: برنامه ريزي عبارت است از: 1- تعيين هدف يافتن و ساختن راه وصول به آن 2- تصميم گيري در مورد اينكه چه كارهايي بايد انجام گيرد. 3- تصميم گيري در مورد اينكه چه كارهايي بايد انجام گيرد. تجسم و طراحي وضعيت مطلوب در آينده و يافتن و ساختن راهها و وسايلي كه رسيدن به آن را فراهم كند. 4- طراحي عملياتي كه شيئي يا موضوعي را بر مبناي شيوه اي كه از پيش تعريف شده ، تغيير بدهد. تعريف اصل برنامه ريزي: براي دست يافتن به هدف مورد نظر، بايد قبل از تلاش فيزيكي يا اقدام به انجام كار، تلاش ذهني يا برنامه ريزي كافي صورت بگيرد. هدفهاي برنامه ريزي: هدفهايي كه در هر برنامه ريزي دنبال مي شود به شرح ذيل است: 1- افزايش احتمال رسيدن به هدف از طريق تنظيم فعاليتها 2- افزايش جنبة اقتصادي (مقرون به صرفه بودن عمليات) 3- تمركز بر روي مقاصد و اهداف و احتراز از تغيير مسير 4- تهيه ابزاري براي كنترل اولويت برنامه ريزي: اگر وظايف مديريت را حول رئوس هرمي در نظر بگيريم برنامه ريزي در راس آن قرار مي گيرد و اگر چه وظايف مديريت را به طور جداگانه بررسي مي كنيم، ولي همه به هم مرتبط اند و در اين بين برنامه ريزي از اهميت و اولويت خاصي برخوردار است و بخش اعظم كار يك مدير را برنامه ريزي تشكيل مي دهد. محاسن برنامه ريزي: برنامه ريزي در هر سازمان محاسن زيادي دارد كه مهمترين آنها به شرح ذيل است: 1- اهداف هر سازمان را فقط در چارچوب برنامه ريزي مي توان تحقق بخشيد. 2- برنامه ريزي، زمينه را براي اجراي تصميمها فراهم مي كند. 3- برنامه ريزي ما را به طور مستقيم به سوي رشد اقتصادي كلان مي برد و از هدر رفتن عوامل توليد جلوگيري مي كند. 4- برنامه ريزي موجب بودجه بندي مي گردد و در نتيجه ابزار كنترل را به دست مدير مي دهد. 5- برنامه ريزي روحية گروهي را بالا مي برد و در نتيجه كارايي سازمان را افزايش مي يابد. محدوديتهاي برنامه ريزي: علي رغم محاسن زيادي كه برنامه ريزي دارد، محدوديتهايي را نيز به همراه دارد كه عبارتند از: 1- با توجه به صرف هزينه و وقت، تعهدي براي تحقق اهداف به دست نمي دهد. 2- به علت صرف هزينه و وقت ، سازمانهاي كوچك از انجام عمل برنامه ريزي خودداري مي كنند. 3- حركت را در تمام سطوح سازمان در كوتاه مدت مشكل يا كند مي كند. 4- برنامه ريزي بيشتر بر اساس احتمالات و حدس است تا بر يقين . تعريف برنامه : برنامه عبارت است از تعيين هدف كوتاه مدت و راه رسيدن به آن، به بيان ديگر ، برنامه عبارت است از تعهد براي انجام يك سري عمليات به منظور تحقق هدف. زمانبندي: سازماندهي، فرآيندي است كه طي آن تقسيم كار بين افراد و گروههاي كاري و هماهنگي ميان آنان به منظور كسب اهداف صورت مي گيرد . سازماندهي يك نوع فعاليت كوره اي است نه فعاليت مرتب روزانه سازماندهي فرآيندي سه مرحله اي است مركب از: الف- طراحي كارها و فعاليتها ب- دسته بندي فعاليتها به سيستمهاي سازماني ج- برقراري رابطه ميان سيستمها به منظور كسب هدف مشترك نكته مهم اين است كه با توجه به تفاوت انواع سازمانها تعداد و نوع مسائلي كه مديران با آن مواجه هستند با هم فرق مي كند. براي مثال مسائل سازمانهاي كوچك حول تقسيم كار، تعيين مسئوليت ها و حيطه ي نظارت متمركز مي شود، مشكل سازمانهاي متوسط بيشتر در استفاده از ساختار وظيفه اي تأمين نيروي انساني و هماهنگي است و سازمانهاي بزرگ بيشتر درگير مسائل عدم تمركزند. مشكل عمده مدير در سازمان كوچك فراهم آوردن تيمي از مديران ورزيده براي اداره سازمان است، در سازمانهاي بزرگتر هر چه سازمان بيشتر توسعه مي يابد مربوط ساختن واحدهاي مختلف، براي مدير دشوارتر مي گردد. تعريف تصميم گيري: تصميم گيري و مديريت را مي توان مترادف هم دانست يا جنبه اصلي مديريت را تصميم گيري به حساب آورد. تصميم گيري فرآيندي را تشريح مي كند كه از طريق آن راه حل مسأله معيني انتخاب مي گردد. انتخاب: به مجموعه فعاليتهاي فرد برمي گردد كه موجب انتخاب يك بديل از مجموع بديلها مي شود. بنابراين انتخاب كردن جزئي از تصميم گيري است. انواع مسأله و تصميم گيري: 1- تصميم هاي برنامه ريزي شده تصميم هايي هستند كه بر حسب عادت، قانون يارويه اخذ مي گردند و براي مسائل ساده و پيچيده به كار مي روند . هر چه تصميمها نامنظمتر، جديدتر و داراي نتايج عمده اي باشد، يا به بيان ديگر پيچيده تر باشد و تعهدات عمده اي را در برداشته باشد به همان نسبت هم تبديل آنها به شكل برنامه ريزي شده دشوارتر است. البته تصميمهاي برنامه ريزي شده تا حدي آزادي مدير را محدود مي سازد زيرا سازمان به جاي فرد تصميم مي گيرد كه چه بايد كرد به هر حال تصميمهاي برنامه ريزي شده وقت مدير را براي پرداختن به مسائل عمده تر آزاد مي كند. 2- تصميم هاي برنامه ريزي نشده تصميم هايي هستند كه با مسائل غيرمعمول و منحصر به فرد سروكار دارند. در واقع مدير در برابر اكثر مسائل عمده اي كه با آن رو به روست ناچار به اخذ تصميم گيري برنامه ريزي نشده است. خط مشي هاي مكتوب و غيرمكتوب سازمان موجب تسهيل تصميم گيري مي شود زيرا بعضي از بديلها را حذف يا محدود مي كند. هر چه فرد در سلسله مراتب سازماني بالاتر رود داشتن توان اخذ تصميمهاي برنامه ريزي نشده اهميت بيشتري مي يابد زيرا بيشتر تصميمهايي كه بايد بگيرد برنامه ريزي نشده اند. موقعيت هاي تصميم گيري: مديران در تعيين چگونگي برخورد با مشكلات موقعيت هايي را در نظر مي گيرند. 1- موقعيت اطمينان: در وضعيت اطمينان مي دانيم كه در آينده چه رخ خواهد داد. در اين موقعيت اطلاعات مورد اطمينان قابل اندازه گيري و دقيقي وجود دارد تا بر اساس آن تصميم گيري شود و در اين وضع آينده به كساني قابل پيش بيني است. 2- موقعيت مخاطره: در وضعيت مخاطره ميزان احتمال هر گونه نتيجه ممكن معين است. به عبارت ديگر اطلاعات كامل موجود نيست و قابليت پيش بيني كمتر است. 3- موقعيت عدم اطمينان: در وضعيت عدم اطمينان ميزان احتمال نتيجه گرفتن ممكن و حتي نتيجه را نمي دانيم به عبارت ديگر اطلاعات ما نسبت به موضوع ناچيز است. روشها و فنون معين تصميم گيري: روشها و فنوني كه از طريق تحقيق و تجربه به دست آمده اند و مي توانند در مراحل مختلف فرآيند تصميم گيري مورد استفاده قرار گيرند عبارتند از: 1- تفكر خلاق: داشتن فكر خلاق كه در مرحلة دوم فرآيند اخذ تصميم داراي ارزش ويژه اي است از مؤثرترين ويژگي هاي يك مدير خوب است. استفاده از تفكر خلاق بستگي به توانايي فرد دارد. 2- تحقيق در عمليات: تحقيق در عمليات به جاي آنكه مسأله را منحصر به يك واحد بداند در بهينه كردن نتايج كلي سازمان تلاش مي كند. اين روش به يك گروه تحقيقاتي نياز دارد تا تمام جنبه هاي مسأله را مورد بررسي قرار دهند. 3- استراتژيها و مفاهيم زيربنايي: هر فرد يك چارچوب ادراكي وارد كه در اخذ تصميم در جريان كار و زندگي روزانه اش به وي كمك مي كند. ايجاد و گسترش اين چارچوب صرفاً از طريق تجربه- اگر چه كسل كننده و وقت گير است- فرآيند مؤثري است براي تسريع اين فرآيند، تصميم گيرنده بايد با مفاهيم و استراتژيهاي معين آشنا شوند كه از تجربيات ديگران حاصل شده و در بعضي موارد از طريق تحقيق، كنترل شده است. اساس برنامه ريزي بر آگاهي از فرصتها و تهديدهاي آتي و چگونگي استفاده از فرصتها و مبارزه با تهديدها قرار دارد. منابع : بیان ، حسام الدین - آیین مدیریت ( فصل : نقش ارتباط در هم آهنگی و مدیریت ) آیت ، حسن - آئین مدیریت
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ساعت 0:7  توسط فاطمه عباداللهی
|
پیشرفتهای سریع تکنولوژی در زمینه مخابراتی و نیز اشتیاق فزاینده کسب اطلاعات و سرگرمی، وسائل ارتباط جمعي را تبدیل به مهمترین پدیده های عصر حاضر نموده است. وسائل ارتباط جمعی اجتماعی در این کشور در مرحله نخست شامل تلویزیون، رادیو و مطبوعات می شود. در همین رابطه باید از شاهراه ارتباطی اینترنت که چند سالی از ورود آن به جهان ارتباطات می گذرد نيز نام برد.
تاریخ وسائل ارتباط جمعی در ونزوئلا به اوایل قرن 19 باز می گردد هر چند شواهد دال بر وجود آنها در اواخر قرن 18 وجود دارد. اولین روزنامه در کاراکاس در سال 1808 میلادی منتشر شد، اولین رادیو در سال 1926 آغاز به کار کرد و نخستین تلویزیون در سال 1952 تاسیس گردید نخستین روزنامه کشور بنام اخبار کاراکاس در اکتبر 1808 منتشر گردید. پس از آن سیمون بولیوار در تاریخ 27 ژوئن 1818 میلادی روزنامه پست اورینوکو را تاسیس نمود. در میان روزنامه هایی که در حال حاضر نیز منتشر می شوند قدیمی ترین آنها به نام روزنامه مذهب می باشد که سخنگوی کلیسای کاتولیک بود و در سال 1890 منتشر گردید. در رابطه با فرستنده های رادیویی باید متذکر شد که نخستین فرستنده بنام AYRE در سال 1926 آغاز بکار نمود و پس از آن بنگاه سخنپراکنی کاراکاس در سال 1930 فعالیت خود را شروع کرد. نخستین فرستنده تلویزیونی نیز در سال 1952 در محل تلویزیون ملی ونزوئلا بنام شبکه 5 که متعلق به دولت این کشور بود فعالیت خود را آغاز کرد. پس از آن فرستنده های دیگری بنام تلویزیون رادیوی کاراکاس یا تله ویزا (کانال 2) و سپس شبکه 4 (که امروزه بنام بنه ویسیون نامیده می شود) و بعد از آن اتحادیه تلویزیون ونزوئلا (شبکه 8) که امروزه بنام تلویزیون ونزوئلا معروف می باشد آغاز به کار نمود. در حال حاضر در این کشور 446 فرستنده رادیویی (197 فرستنده موج متوسط و 249 موج FM که تقریبا همه آنها متعلق به محافل رادیویی ملی می باشند و نیز 382 شرکت تلویزیونی (VHF و UHF و فرستنده های کابلی) وجود دارد. ضمنا باید به توسعه روزافزون شبکه های استانی و منطقه ای نیز اشاره داشت. وسائل ارتباط جمعي
در زمینه مطبوعات 16 روزنامه سراسری بوده و تخمین زده می شود که حدود 90 روزنامه در کل کشور منتشر می گردند. ضمنا باید مجلات و دیگر نشریات را به آنها اضافه نمود. روزنامه های سراسری معروفی که در کاراکاس و کل کشور منتشر می شود عبارتند از: اولتیماس نوتیسیاس (آخرین اخبار) – ال ناسیونال – ال یونیورسال – ال موندو – مریدیانو – دیاریو 2001 (ورزشی) – وآ- تال کوآل – دیلی جورنال – "انگلیسی" هفته نامه تما ونزوئلا – هفته نامه کینتا دیا – لا اگلسیا (هفته نامه) و تعداد زیادی روزنامه – هفته نامه و مجله های دیگر که در پایتخت، مناطق و شهرهای بزرگ و مراکز استانها منتشر می شوند. در اغالب شهرهای بزرگ و مراکز استانها روزنامه و مجلات جهت خبررسانی وجود دارند. روزنامه های سراسری ونزوئلا ULTIMAS NOTICIASاولتیماس نوتیسیاس این روزنامه از معروفترین و پرخواننده ترین نشریه ونزوئلاست که دارای بالاترین شمارگان (تیراژ) میباشد. روزنامه ای است مستقل و کمی متمایل به دولت می باشد. EL MUNDO ال موندو روزنامه ال موندو نشریه عصر کاراکاس و ونزوئلا می باشد. سردبیر آن میگل آنخلکا پریلس و رئیس بخش سیاسی، گوستاوو ماچادو است. روزنامه های ال موندو و اولتیماس نوتیسیاس متعلق به یک خانواده و موسسه می باشند. ال ناسیونال EL NACIONAL روزنامه ای است سراسری که در سال 1946 تاسیس گردید و سردبیر آن میگل هنریکه اوترواوترو و از نویسندگان معروف آن آنخلس آمارتینس می باشد. معمولا اخبار خبرگزاریهای مهم جهان را منتشر می نماید. این روزنامه مستقل و تقریبا مخالف دولت است.
EL UNIVERSAL ال یونیورسال این روزنامه یکی از پرخواننده ترین نشریه در ونزوئلا می باشد. ال یونیور سالدر سال 1909 تاسیس گردید و سپس به یکی از روزنامه های معروف این کشور مبدل گردید. در حال حاضر (2006 میلادی) سردبیر آن آندرس ماتا اوسوریو و از نویسندگان معروف بخش سیاسی آن TAISA MEDINA می باشد. دیاریو 2001 DIARIO 2001 این روزنامه تقریبا ورزشی است و با شمارگانی بسیار بالا و نشریه محبوب جوانان و مورد علاقه ورزشکاران می باشد.
VEA و آ " ببینید (فعل امر دیدن)" روزنامه ایست پر خواننده و طرفدار دولت است و تازه ترین اخبار حکومتی و گزارشات سیاسی اجتماعی و اقتصادی کشور را بطور اختصاصی منتشر می نماید.
(این چنین) TAL CUAL روزنامه تال کوآل
THE DAILY JOURNAL روزنامه انگلیسی زبان دیلی جورنال روزنامه دیلی جورنال که بیشتر در سفارتخانه ها و نمایندگیهای خارجی مورد استفاده می باشد و دارای هفته نامه ای که بیشتر مقالات و تحلیل های روزنامه های معروف جهان را عینا با ذکر منبع به زبان انگلیسی منتشر می نماید. رئیس روزنامه ادوارد گومز و سردبیر آن خوزه بورگ می باشد.
هفته نامه های معروف TEMAS VENEZUELA هفته نامه تماس ونزوئلا "مطالب ونزوئلا" مرکز اف ام یا (فرستنده هلی کوپتری) مرتبا با هلی کوپتر اخبار راهها و خیابانهای کاراکاس را برای رانندگان و مردم پایتخت شرح داده و راهنمای آنان است. QUINTO DIA هفته نامه کینتو دیا "پنجمین روز" LA IGLESIA AHORA (WEEKLY) هفته نامه کلیسا.
شبکه های رادیو و تلویزیونی کاراکاس دارای 20 ایستگاه رادیوئی AM و 20 ایستگاه FM می باشد که رادیوهای معروف و پر شنونده عبارتند از: RADIO NACIONAL DE VENEZUELA (5 STATIONS) رادیو ناسیونال ونزوئلا: رادیو ناسیونال ونزوئلا بزرگترین شبکه رادیویی کشور که ملی و متعلق به دولت است دارای 5 ایستگاه است و پر شنونده ترین فرستنده رادیویی در ونزوئلا محسوب می شود. رادیو ناسیونال برنامه های مختلف در بخشهای گوناگونی دارد از جمله: برنامه کلاسیک – مدرن – فولکوریک و مردمی – عقاید و آرائ مردم – جوانان و غیره دارد. UNION RADIO (4 STATIONS) CIRCUITO NACIONAL BELFORT (14 STATIONS) محفل ملی بلفورت "متعلق به کلیمی ها" یونیون رادیو و سیرکوئیتو ناسیونال از فرستنده های معروف و خصوصی هستند که با آهنگها و برنامه های متنوع، شنوندگان زیادی دارند. FM CENTER (HELICOPTER) (7 STATIONS) ایستگاه مرکزی هلی کوپتری دیگر رادیوهای مهم و معروف کشور از رادیو هایی که بین قاطبه مردم طرفدار دارد و جزء رادیوهای مردمی محسوب می گردد شامل موارد ذیل است. تلویزیون کانال های تلویزیونی منطقه ای و سراسری عبارتند از: س.ام.ت – گلوبوسیون – لاتله – مریدیانو تی وی (ورزشی)_ آر.سی.تی وی – تله بن – بنه ویسیون – تلویزیون ونزوئلا، پوما تی وی و بی به تلویزیون2 .تله سور"تلویزیون جنوب" (شبکه سراسری که کل امریکای جنوبی را پوشش می دهد). تله سور، بی به تی وی و تلویزیون ونزوئلا (کانال 8) متعلق به دولت می باشند، بقیه شبکه ها خصوصی بوده و با امکانات و تجهیزاتی بسیار مدرن به فعالیت مشغولند و اغلب اوقات دولت را نقد کرده و گزارشات انتقادی بر علیه دولت پخش می کنند.
تلویزیون های دولتی و طرفدار حکومت VENEZOLANA DE TELEVISION (CHANNEL 8) تلویزیون دولتی ونزوئلا (TELESUR (FOR SOUTH AMERICA) تلویزیون سراسری امریکای جنوبی تلویزیون فرهنگی VIVE (PUBLIC TV) .
تلویزیون مجلس ASAMBLEA NACIONAL TV
تلویزیون های خصوصی GLOBOVISION (CHANNEL 33-24 HOURS NEWS, COMMENT/ANALYSIS) VENEVISION (CHANNEL 4) RADIO CARACAS TELEVISION (CHANEL 2) TELEVEN (CHANEL 10) 4 ایستگاه تلویزیونی فوق از پربیننده ترین فرستنده های بصری این کشور محسوب می گردند و با تجهیزات و امکانات بسیار خوب علاقمندان زیادی در همه قشرها و سنین مختلف ونزوئلا داراست. ایستگاه تلویزیونی گلوبوسیون با تحلیلهای سیاسی – اقتصادی و اجتماعی و اخبار ساعت به ساعت خود پایگاهی در طبقات روشنفکر دارد و اکثر برنامه هایش انتقادی و یا مخالف دولت می باشد و سه فرستنده دیگر نیز مستقل می باشند و هر از چندگاهی برنامه های انتقادی پخش می نمایند. ساختمان زیبا و مجهز تله بن با برنامه های متنوع و تازه ترین فیلمهای سینمائی جهان و اخبار روز از کانال های پربیننده محسوب می شود. این تلویزیون چند بار از سفارت درخواست نموده که برنامه ای فرهنگی از کشورمان تهیه نماید.
خبرگزاریهای دولتی ونزوئلا VENERES AGENCIA BOLIVARIANA DE NOTICIAS VENEZUELANALYSIS.COM (ENGLISH) VHEADLINE.COM (ENGLISH) بعضی از روزنامه های مهم جهان و خبرگزاریهای بین المللی مستقر در ونزوئلا می توان به: روزنامه های ال پائیس (اسپانیا) – ال تی امپو (کلمبیا) – تایمز مالی (انگلیس) اودیاریو (برزیل) – تایم – اقتصاد امریکا – امریکا ی لاتین و خبرگزاری های: روسیه، کوبا، اروگوئه، افه (اسپانیا) – برزیل، کلمبیا، آرژانتین، آسوشیتدپرس (امریکا)، فرانس پرس، بی بی سی، الجزیره و ... اشاره داشت.
روزنامه های منطقه ای عبارتند از: آوریل، اسی اس لا نوتیسیاس (این است اخبار) – ال گلوبو – ال موندو – ال ناسیونال – لارلیخیون – مرید یانو – اولتیمو نوتیسیاس. کلیه استانها و مناطق دارای روزنامه، مجله و رادیو بمنظور خبر رسانی هستند و تعدادی از استانها نیز دارای شبکه های تلویزیونی استانی می باشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ساعت 18:59  توسط فاطمه عباداللهی
|
|